السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

360

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

مىشود كه علت آن را ايجاب كند ؛ اين مقدار از سخن با توجه به مباحث گذشته روشن است ؛ حال مىگوييم : ايجاب كردن علت متوقف است بر نيازمندى ماهيت به علت ، و اين نيازمندى ، خود بر امكان ماهيت توقف دارد ، به دليل آن‌كه بالبداهه اگر ماهيت ممكن نبوده بلكه واجب يا ممتنع باشد ، بىنياز از علت خواهد بود . بنابراين ، نياز ماهيت به علت به نحوى متوقف بر امكان آن است ، حال اگر اين نيازمندى علاوه بر امكان ، بر حدوث ماهيت نيز متوقف باشد ، با توجه به آن‌كه حدوث همان هستى پس از نيستى است ، لازم مىآيد شىء چند مرحله بر خودش مقدم باشد ، خواه توقفش بر حدوث بدين نحو باشد كه حدوث ، علت نيازمندى و امكان ، شرط و يا عدمش ، مانع باشد و يا بدين نحو كه حدوث ، يك جزء علت و امكان ، جزء ديگر آن باشد ، و يا آن‌كه حدوث ، شرط و يا عدم حدوث در مرتبهء امكان ، مانع باشد ، درهرحال ، تقدم شىء بر خود به چند مرحله لازم مىآيد . اگر علت اين نيازمندى به نحوى وجوب ماهيت يا ايجاب علت باشد نيز همين محذور لازم مىآيد . پس در اين سلسله چيزى جز امكان نمىتواند علت اين نيازمندى باشد ، زيرا در اين سلسله ، كه حلقه‌هاى آن با تحليل عقلى ترتيب يافته‌اند ، قبل از « نيازمندى » چيزى جز ماهيت و امكان قرار ندارد . انتزاع مفاهيم گوناگون از يك پديده پيش از توضيح استدلال فوق لازم است مقدمه‌اى بيان شود و آن اين كه : عقل اين قدرت را دارد كه يك موجود را تحليل كرده و مفاهيم گوناگونى را از آن انتزاع كند . يعنى با آن‌كه در خارج يك وجود بيشتر نيست و يك شىء بيشتر تحقق ندارد ، اما عقل حيثيات گوناگونى را در آن تشخيص مىدهد و به لحاظ هركدام از اين حيثيت‌ها مفهومى را انتزاع كرده ، و آن شىء را به تمامى آنها متصف مىسازد . اين مفاهيم همه مفاهيمى اعتبارى و انتزاعىاند و تنها منشأ انتزاع دارند و مابازايى در خارج ندارند .